|
|
|
|
|
" گزارش " |
|
|
|
|
2 مهر 1387 |
|
|
|
|
شوش از ديروز تا امروز
|
|
|
|
|
|
|
فاطمه رمضان زاده- شهر باستاني شوش مرکز تمدن عيلام بوده که در يکصد و پنجاه کيلومتري شرق رود دجله در استان خوزستان واقع شده است.
شوش يکي از قديمي ترين سکونتگاههاي شناخته شدهٔ منطقه است، با وجود اينکه نخستين آثار يک دهکدهٔ مسکوني در آن مربوط به ۷۰۰۰ سال پيش از ميلاد است و احتمالاً در سال ۴۰۰۰ پيش از ميلاد پايه گذاري شده است.
شهر باستاني شوش روزگاري مرکز برخورد دو تمدن مهم ميان رودان و عيلام بوده، که هريک به سهم خود در ديگري تأثير داشته است. قرار گرفتن اين منطقه در شمال خليج فارس و نيز همسايگي با ميان رودان در پيدايش اين وضع ويژه تأثير بسياري داشته است.
شوش در دوره هخامنشيان شکوه گذشته خويش را باز يافته و چهار راه شرق و غرب شد. با توجه به اهميت و موقعيت جغرافيايي و سياسي خاص شوش بود که راههاي بسياري و به ويژه راه بزرگ موسوم به راه شاهي ، ارتباط اين شهر را به نقاط گوناگون جهان برقرار کرد.
شوش در پردههاي تاريخ
گذشته از ميان پرده کوتاه، گذرا و البته تاريک مادي در تاريخ لبه غربي فلات ايران، تمامي تاريخ اين سامان در نخستين سدههاي هزاره يک ق.م چيزي نيست جز داستان درگيري عيلام و آشور بر سر چيرگي بر اين نواحي. عيلام از جنوب و جنوب غربي فلات ايران و آشور از شمال و غرب بر مردمان اين منطقه فشار وارد ميکردند و شوش آوردگاه همه اين کشمکشها بود.
پس از بر افتادن شوش به دست آشوريان به سال 646 ق.م که قاعدتا بايد نماد پايان اين درگيري باشد، ديري نگذشت که نينوا پايتخت آشوريان هم به سال 612 ق.م به دست مردماني از ايران غربي- مادان- گشوده شد و امپراتوري آشور هم برافتاد. شوش همچون چشمي بينا ناظر بر تمامي وقايعي چون احياي پادشاهي انشان و شوش به دست پادشاهان عيلام نو، روي کردن آنان به سوي ميان رودان، دوستيشان با بابل و دشمنيشان با آشور، اوج گرفتن اختلافات عيلام و آشور بر سر ايران غربي و دست آخر هم مرگ آشور و هم مرگ عيلام بود.
پس از سقوط شاهنشاهي هخامنشي در سال 330 ق.م، شوش با اينکه ديگر پايتخت اعظم نبود؛ اما شهري مهم به شمار ميرفت که حکومتهاي گوناگون بدان به چشم گوهري گرانبها مينگريستند که کنترل بر آن، قدرت سياسي و مزاياي اقتصادي به ارمغان ميآورد. سلوکيان شوش را در مقام مرکزي ساتراپي شوش مهم ميداشتند و يکي از مقربان درگاه خود را به فرمانروايي آن ميگماشتند.
با افول قدرت سلوکيان، اليماييان مدام در تلاش بودند شوش را در اختيار بگيرند و از اين رهگذر به حکومت خود مشروعيت بخشند. با قدرت گرفتن اشکانيان، شوش وارد دورهاي شد که طي آن مدام شاهان اليمايي و شاهنشاهان اشکاني براي سروري بر آن در رقابت بودند؛ اما با روي کار آمدن ساسانيان ميدان دادن به حکومتهاي محلي که بخشي از سياست اشکانيان بود جاي خود را به تمرکزگرايي داد. ساسانيان شوش را در مقام يک مرکز مهم سياسي ابقا کردند، اما آن را به صورت مرکزي مهم براي صنايع و بازرگاني درآوردند.
منسوجات شوش در اين زمان شهره خاص و عام بود. ساسانيان همچنين اسراي رومي را در دشت شوشان و از جمله در شوش اسکان دادند که يکي از آثار آن رونق مسيحيت در منطقه بود، به طوري که در زمان حکومت شاپور دوم، رقابت ميان جوامع مسيحي شوشان به شورش در شوش انجاميد که ساسانيان را واداشت براي سرکوب شوشيها قشوني از 300 پيل را بسيج و شهر را ويران کنند. گرچه پس از اين واقعه ناخوشايند گروهي از اهالي شوش به جندي شاپور و ايوان کرخه تبعيد شدند، اما شاهان ساساني در مرمت و احياي شوش کوشيدند، به طوري که تا زمان فرا آمدن اسلام، شوش شهرت خود را در مقام يک مرکز مهم صنعتي تجاري بازيافته بود که آثار آن در بخش وسيعي از شوش موسوم به شهر صنعتگران در انتظار کلنگ باستانشناسان است. شوش در سيستمهاي عمراني ساسانيان در دشت شوشان نيز جايگاهي مهم داشت.
ساسانيان نه تنها چندين کانال آبرساني براي تامين آب مورد نياز مردم شوش و کشتزارهاي آنان تأسيس کردند، بلکه در اين دوره کانالي عظيم، شوش را به هرمزد اردشير (اهواز امروزي)، کارون و در نهايت خليج فارس متصل ميکرد که در رواج بازرگاني دريايي از شوش و از طريق خليج فارس اقدامي بس مهم بود.
فرايند باستانشناسي در شوش
به رغم اهميت جهاني مجموعه باستاني شوش، اين محوطه در دو سه دهه اخير مورد کم لطفي زيادي قرار داشته است. شوش در مقام يکي از کهنترين شهرهاي جهان از ديرباز مورد توجه بوده است. ذکر مکرر نام شوش در کتب مقدس منجر به آن شد که خاطره اين شهر کهن و تاريخي در يادها بماند. در دوره جديد، نخست سياحان اروپايي بودند که ويرانه هاي شوش را بازشناختند و دريافتند اين ويرانهها به شوش در کتاب مقدس دلالت دارد. بنيامين تودلايي، خاخام کليمي که بين سال هاي 1163 و 1173 ميلادي براي بررسي وضع کليميان در ايران به سر ميبرد به چنين شناختي دست يافت. او که براي زيارت آرامگاه دانيال نبي (ع) به جانب اتلال و ويرانههاي شوش رفته بود، متوجه شد اين مکان همان محل ياد شده در تورات يعني شوش باستاني است.
پس از وي، سياحان بسياري از بقاياي اين شهر باستاني ديدن کردند. در آغاز قرن نوزدهم همچنان که به تازگي باستان شناسي صبغه جديتري به خود ميگرفت، سياحاني چون هنري لايارد و هنري راولينسن از شوش بازديد کردند و پس از آن ويليام لفتوس انگليسي به سال 1851 با کسب مجوز از ناصرالدين شاه قاجار حفاريهايي را در تپه آکروپل شوش انجام داد.
پس از آن، زوج فرانسوي ژان و مارسل ديولافوا، نخستين کاوشگران فرانسوي شوش شدند و حفاريهاي دراز دامن فرانسويها در شوش به اجرا درآمد. با اين وصف، يکصد سال کاوش در شوش نام و اعتبار جهاني آن را زنده کرد.
بعد از دمورگان به ترتيب دمنکم، گريشمن، پرو سرپرست کاوشها در شوش بودند. با پيروزي انقلاب اسلامي و شروع جنگ تحميلي کاوشهاي فرانسويها به طور کلي در شوش متوقف شد .
رومن گيرشمن در زمان تصديگري کاوشهاي فرانسويان در شوش، کارگاه بسيار بزرگي را در شهر شاهي شوش ايجاد کرد که حاصل اين فعاليت، گودال بزرگي بود که در اين گودال 15 دوره فرهنگي را شناسايي کرد. در پانزدهمين دوره، بخشي از شهر عيلام ميانه به دست آمد که داراي يک کوچه و خانههايي در اطراف آن است. از آن جايي که گيرشمن کاوشهاي خود را ادامه نداد، معماري مکشوفه در اين دوره سالم باقي مانده است .
زماني که ژان پرو سرپرست کاوشها در شوش بود، دروازه شرقي کاخ آپادانا کاوش شد. در همين زمان پرو به مرمت و سازماندهي بقاياي معماري به دست آمده از کاوشهاي سالهاي پيش از فرانسويان همت گماشت. از نمونه فعاليتهاي پرو ميتوان از کاهگل و مرمت ديوارهاي باقي مانده کاخ آپادانا و ترانشه گريشمن که به شهر پانزدهم مشهور است و همچنين به تثبيتهاي ترانشههاي دومنکم در حياطهاي کاخ آپادانا اشاره کرد. با توقف کاوشها و وقوع جنگ تحميلي آسيب فراواني به محوطه وارد آمد.
در سالهاي پاياني سده 19 ميلادي شوش محوطه باستاني بزرگي متشکل از تپههاي به هم پيوسته باستاني که جز آرامگاه حضرت دانيال نبي(ع ) و چند خانه محقر که محل و مامن زائران اين حرم شريف بود، خانه و ساختماني در آن وجود نداشت. سپس با آمدن باستانشناسان فرانسوي و آغاز کاوشها، مردمان بسياري از شهرها و روستاهاي اطراف براي شرکت در کاوشها به آنجا روي آوردند. تداوم کاوشهاي باستانشناسي و پرداخت مستمر حقوق به کارگران باعث شد کمکم کارگران در همان نزديکي محل کاوش ماندگار شوند.
از زماني که براي نخستين بار ويليام کنت لفتوس انگليسي در سال 1850 در شوش کلنگ بر زمين زد، بيش از 150 سال ميگذرد. طي سالها باستان شناسان زيادي از کشورهاي گوناگون در شوش به بررسي و کاوش پرداختهاند، فعاليتهاي آنان نه تنها جلوهاي از دگرگوني باستانشناسي ايران از آغاز آن تا امروز به شمار ميآيد، بلکه نمادي از تحول باستانشناسي از نوعي عتيقه جويي علمي به يک رشته جا افتاده پژوهشي با چارچوب نظري و روش شناختي منسجم و هدفمند است.
اين روند در صد سال گذشته همچنان ادامه داشته و به همين دليل، شهر جديد شوش موجوديت خود را مديون شهر باستاني شوش است.
با بيش از يک قرن کاوش در شوش، بخشهاي مختلف شوش به ويژه، تپه آپادانا که کاخ داريوش بر آن بنا شده است، تقريبا نقشه اين کاخ تا حد زيادي کامل شد.
محوطه شوش امروزه وضعي نابسامان دارد و پايگاه ميراث فرهنگي شوش در نظر دارد با اتخاذ تدابيري اين محوطه مهم جهاني را از وضع کنوني به در آورد.
شماري از برنامههاي پايگاه شامل تعيين عرصه مجموعه باستاني شوش، تصويب عرصه و حريم پيشنهادي مجموعه باستاني شوش، انتشار خبرنامه داخلي پايگاه شوش، انتشار بروشورها و اقلام اطلاعرساني آموزشي، تملک پلاکهاي ثبتي اطراف شوش، ساماندهي کاخ شائور و ساماندهي کاخ آپادانا، ايجاد اتاقکهاي نگهباني مجهز به نورافکن روي محوطه، تملک ساختمان ترمينال مسافربري و تبديل و تغيير کاربري به پايگاه پژوهشي جديد شوش، اقدامات مقدماتي براي آسيبشناسي قلعه، آمادهسازي محوطه براي از سرگيري پژوهشهاي باستانشناسي و زمينهسازي براي ثبت مجموعه باستاني شوش در فهرست آثار جهاني يونسکو است./118
|
|
|
474
0
|
|