روزبه کردونی مشاور وزیر و مدیرکل حوزه وزارتی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی در یادداشتی نوشت: بازماندگان سپاه آتن، تشنه و زخمی، خود را به رود آسیناروس رسانده بودند. از آن غروری که سه سال پیش مردم جزیره کوچک ملوس را با آن تحقیر کرده بودند، دیگر چیزی باقی نمانده بود. ارتشی که برای فتح سیسیل آمده بود، حالا در میان گلولای و خون، برای جرعهای آب میجنگید.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، روز چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵، برابر با ۷ اکتبر ۲۰۲۶، در تپه تاریخی پنیکس آتن و در برابر چشمانداز آکروپولیس، از مقاومت یونانیان در برابر سپاه خشایارشا گفت و از آن راهی به سیاست «اول آمریکا» باز کرد. اما اگر قرار است یونان چیزی به سیاست امروز بیاموزد، نباید داستانش را در آکروپولیس متوقف کرد. باید چند دهه جلوتر رفت؛ تا سیسیل، جایی که همان آتن پیروز، سرمست از قدرت، ارتش و ناوگانش را به کام نابودی فرستاد.
روبیو برای توضیح یک منازعه امروزی، خشایارشا را از دل تاریخ بیرون کشید و ایران را در برابر یونان و غرب نشاند. هیچکس بهتر از خود او نمیتوانست نشان دهد که مسئله دولت آمریکا و جریان حاکم بر آن، فقط جمهوری اسلامی نیست؛ مسئله آنها با حقیقتی تاریخی و تمدنی به نام ایران است.
رابرت دی. کاپلان در کتاب انتقام جغرافیا، ایران را کشوری مصنوعی و تصادفی نمیداند. ایران در نگاه او با فلاتی منسجم، جغرافیایی ماندگار و حافظهای تاریخی تعریف میشود که عمرش بسیار بیشتر از حکومتهاست. ایران فقط یک دولت نیست؛ صورت جغرافیایی و تاریخی یک تمدن است. حکومتها تغییر میکنند، اما ایران از جغرافیا، تاریخ و هویت خود کناره نمیگیرد.
تاریخ جنگ پلوپونزی ماجرای شکست سیسیل را روایت کرده است. در سال ۴۱۵ پیش از میلاد، آتن به سیسیل لشکر کشید. قرار بود از متحدی محلی حمایت کند، اما مأموریت خیلی زود بزرگتر شد و به سودای تصرف سیراکوز و گسترش امپراتوری آتن در غرب مدیترانه انجامید.
آتنیها به برتری دریایی و پیروزیهای گذشته خود تکیه داشتند، بیآنکه شناخت دقیقی از وسعت سیسیل، مناسبات سیاسی آن و توان دشمن داشته باشند. هدف عملیات مدام گستردهتر شد و تصمیمها هر روز آشفتهتر. وقتی نشانههای شکست آشکار شد، آتن بهجای تجدیدنظر، نیرو و کشتی بیشتری فرستاد. حیثیت امپراتوری چنان به نتیجه جنگ گره خورده بود که عقبنشینی، دشوارتر از ادامهدادن به نظر میرسید.
غرور اجازه نداد هشدارها شنیده شوند. مأموریت از هدف اولیهاش فاصله گرفت و پذیرفتن اشتباه، نشانه ضعف تلقی شد.
پایان، هولناک بود. ناوگان آتن در بندر سیراکوز به دام افتاد و منهدم شد. نیروهای زمینی در حال عقبنشینی شکست خوردند و هزاران اسیر را به معادن سنگ فرستادند. توسیدید مینویسد تقریباً همهچیز از دست رفت؛ ارتش، کشتیها و مردانی که تنها شمار اندکی از آنان به خانه بازگشتند.
کاپلان در مقاله «هنر پرهیز از جنگ»، سیسیل را نمونه گرفتارشدن یک قدرت بزرگ در دام حیثیت میداند: مداخلهای که با هدفی محدودتر آغاز شد، اما قدمبهقدم گسترش یافت تا اعتبار تمام امپراتوری به پیروزی در آن وابسته شد. او در کتاب ذهن تراژیک همین نگرانی درباره غرور، محدودیت قدرت و پیامدهایی را که همیشه قابل پیشبینی نیستند، در سطحی گستردهتر دنبال میکند.
شبیهسازان تاریخی میتوانند آنچه در جنگ رمضان نصیب جنگافروزان علیه ایران شد را با سرنوشت مهاجمان در جنگ سیسیل، بیشتر و مصداقیتر روایت کنند.
اگر روبیو میخواهد از یونان برای آمریکای امروز درس بگیرد، سیسیل بهاندازه آکروپولیس مهم است. آکروپولیس داستان ایستادن در برابر قدرت دیگری است؛ سیسیل داستان قدرتی است که نتوانست خودش را مهار کند. قدرتهای بزرگ همیشه از کمبود نیرو شکست نمیخورند. گاهی شکست از همان لحظهای آغاز میشود که حیثیت جای راهبرد مینشیند و پذیرفتن خطا، از ادامه جنگ دشوارتر میشود.
انتهای پیام/

نظر شما