میراث‌فرهنگی
در سومین نشست تخصصی هجدهمین گردهمایی باستان‌شناسی ایران عنوان شد

3 فصل کاوش نجات‌بخشی برای حفظ آثار گورستان ده‌دومن

0
3 فصل کاوش نجات‌بخشی برای حفظ آثار گورستان ده‌دومن

به گزارش میراث‌آریا،به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری، در سومین نشست تخصصی هجدهمین گردهمایی باستان‌شناسی ایران باستان‌شناسان به بیان گوشه‌ای از پروژه‌های «سومین فصل کاوش نجات‌بخشی گورستان ده‌پایین (ده‌دومن) سد خرسان 3»، «بررسی باستان‌شناسی شهرستان برخوار و بخش مرکزی شهرستان شاهین‌شهر و میمه»، «کاوش فصل چهارم محوطه اِستَرک-جوشقان»و« کاوش فصل چهارم محوطه اِستَرک-جوشقان» پرداختند.

در ابتدا رضا ناصری با بیان اینکه گورستان باستانی ده‌پایین (ده‌دومن) در شرق روستایی به همین نام و در ارتفاعات جنوبی رودخانه خرسان در بخش پاتاوه شهرستان دنا قرار دارد گفت: «این گورستان ضمن کاوش‌های نجات‌بخشی قلعه یل در زمستان 1391 شناسایی شد و با توجه به اهمیت مطالعاتی این گورستان و ناشناخته بودن فرهنگ‌های این برهه زمانی در استان کهکیلویه و بویراحمد و نیز خطر زیرآب رفتن آن پس از احداث سد خرسان، در سه فصل مورد کاوش قرار گرفت.»

او افزود: «طی کاوش 36 گور و تعداد قابل‌توجهی اشیای سفالی، مفرغی و سنگی به دست آمد که پس از مقایسه آن‌ها با اشیای سایر مناطق فلات ایران مشخص شد که گورستان ده‌دومن (ده‌پایین) گورستانی است بزرگ که مدت زمان زیادی (از نیمه دوم هزاره سوم تا نیمه اول هزاره اول ق. م) تدفین در آن صورت می‌گرفته است.»

بررسی باستان‌شناسی شهرستان برخوار و بخش مرکزی شهرستان شاهین‌شهر و میمه

در ادامه این نشست عباسعلی احمدی گفت: «در مجموع بررسی باستان‌شناسی شهرستان برخوار و بخش مرکزی شهرستان شاهین‌شهر و میمه بیش از سیصد محوطه مورد شناسایی قرار گرفت.»

او بابیان اینکه از لحاظ دوره زمانی محوطه‌های یادشده به دوره تاریخی و اسلامی تعلق دارد تصریح کرد: «عدم یافت محوطه‌های دوره پیش ‌از تاریخ در این منطقه، نکته‌ای عجیب و جالب ‌توجه است که می‌توان دلایل چندی را بر آن مطرح کرد.»

به گفته این باستان‌شناس، محوطه‌های دوره تاریخی محدود به دو دوره اشکانی و ساسانی بوده و بیش از 20 مورد را تشکیل می‌دهد که این محوطه‌ها شامل تپه، گورستان و بنا است. 

او با بیان اینکه یک قلعه خشتی و یک قلعه سنگی از آثار جالب‌توجه ساسانی شناسایی شده در این فصل محسوب می‌شود، خاطرنشان کرد: «آثار دوره اسلامی از تعدد و تنوع برخوردار بوده و شامل تپه‌ها، بافت‌های شهری و روستایی، مساجد، مقابر، مدارس، تکایا، کاروانسراها، انواع قلاع، کبوترخانه‌ها، آسیاب آبی، طاحونه، حمام، پل و بند، میل راهنما، آب‌انبار، کوره، گورستان، شترگلو، چاپارخانه و اقامتگاه‌های شاهی است. 

او افزود: «شناسایی سه محوطه دستکند و همچنین سه محوطه دارای سنگ‌نگاره از دیگر موارد شایان توجه شناسایی شده در این بررسی محسوب می‌شود.»

کاوش فصل چهارم محوطه اِستَرک-جوشقان

در ادامه بخشی از برنامه کاوش فصل چهارم محوطه اِستَرک-جوشقان ؛گورستانی از هزاره دوم و اوایل هزاره نخست پیش از میلاد توسط جواد حسین زاده ساداتی ارائه شد.

این باستان شناس با بیان اینکه محوطه استرک‌جوشقان، گورستانی از هزاره دوم و ابتدای هزاره نخست پ.م است که در 15 کیلومتری غرب و 500 متری جنوب‌غرب روستای استرک، بر روی تراسی آبرفتی واقع شده تصریح کرد: «یافته‌های کاوش کارگاه D و به‌ویژه سبک و شکل سفال‌های به دست آمده، گرچه اندک هستند اما به‌خوبی می‌توانند پاسخگوی پرسش اصلی فصل چهارم کاوش مبنی بر اینکه آیا تسلسل گاهنگارانه میان بخش غربی (قدیمی‌تر) و شرقی (جدیدتر) گورستان باشند یا نه.»

او گفت: «تحلیل‌های اولیه نشان می‌دهند که تعدادی از گورها (بخش بالایی گور 1 و گور 6) به‌احتمال‌زیاد به نیمه نخست هزاره دوم پ.م و تعدادی دیگر (چاله دوم گور 1، گور 11 و 13) به نیمه دوم و اواخر هزاره دوم پ.م برمی‌گردند.»

این باستان‌شناس اظهارکرد: «ازاین‌رو گرچه در فصل چهارم به علت دست‌خوردگی کامل گورها، بقایای انسانی و یا یافته‌های غیرسفالیِ چندانی که آگاهی‌بخش باشند به دست نیامد، اما تنوع یافته‌های سفالی به‌خوبی نشان می‌دهد که به نظر نوعی ترتیب زمانی قابل‌تشخیص در گورهای پشته شرقی یا پشته 1 استرک‌جوشقان وجود دارد؛ به‌این‌ترتیب که بیشتر گورهای بخش غربی به اوایل هزاره دوم پ.م تعلق دارند.»

فصل نخست کاوش کول تپه (آناهیتا) سرعین

در ادامه این نشست قادر ابراهیمی به بیان گوشه‌ای از اقدامات صورت گرفته در  فصل نخست کاوش کول تپه (آناهیتا) سرعین به‌منظور لایه‌نگاری و تعیین عرصه و پیشنهاد حریم پرداخت.

او گفت: «کاوش در کول تپه سرعین با دو هدف حفاظتی (تعیین عرصه و پیشنهاد حریم) و مطالعاتی (لایه‌نگاری) برنامه‌ریزی شد، ازاین‌رو نتایج حاصل از این کاوش را می‌توان از این دو منظر نتیجه‌گیری و تدوین کرد.»

او اظهار کرد: «نتایج کاوش در 12 گمانه در پیرامون محوطه کول تپه نشان میدهد که پهنه یا عرصه محوطه بیشتر از حدود پیرامون محوطه نیست، ازاین‌رو، محدوده مسطح شده پیرامون محوطه که امروزه به‌صورت سطح آسفالت شده اطراف تپه است جزوی از عرصه محوطه است.»

به گفته این باستان‌شناس، محدود بودن عرصه محوطه را می‌توان از برداشت‌های بی‌رویه خاک این تپه تا چند دهه اخیر دانست که تقریباً دامنه‌های شرقی محوطه را تا مرکز محوطه محدود کرده است؛ بنابراین محدوده عرصه اولیه محوطه محدود به وضعیت توپوگرافیکی تپه طبیعی ست که به‌نوعی بستر محوطه نیز است. 

او با بیان اینکه مطالعات لایه‌نگاری نیز نشان داده اولین استقرارها در این محوطه در دوره مفرغ قدیم شکل گرفته خاطرنشان کرد: «پس از مفرغ قدیم نیز در دوره عصر آهن سکونت در آن ادامه یافته است.» 

خوانندگان این خبر، این‌ها را هم خوانده‌اند:

0 دیدگاه

دیدگاهی بگذارید

آدرس ایمیل شما نمایش داده نمی‌شود. بخش‌های الزامی مشخص شده اند. *