به گزارش میراثآریا سید هاشم حسینی پژوهشگر میراث فرهنگی در یادداشتی نوشته است: بخش مهمی از مطالعات آنها صرف مطالعه تاریخ ظهور و بروز مناسک و آیینها و سیر تحول و تطور و نقش و کارکرد و ساختار آنها در بین جوامع و فرهنگها و ادیان مختلف دارد.
دین مبین اسلام نیز که بهعنوان آخرین دین توحیدی است هم خود واجد آیینهای عبادی و نمادی و مناسک و آداب و رسوم متنوع است. این دین آسمانی ورهائی بخش بهدلیل نوع جهانبینی فرازمانی و فرامکانی آن که آنرا کاملترین دین و پیامبر عظیمالشأن آن حضرت ختمی مرتبت را خاتم النبیین میدانیم، نگاه معرفتی خاص به آیینهای ادیان قبل از خود داشته است.
بهطورکلی در دین مبین اسلام چه آیینها و مناسک و آداب و رسومی که جنبه درونی داشته است و منبعث از آموزههای پیامبر گرامی اسلام با اتکا به وحی و قرآن و رهیافتهای عقلی و معرفتی ائمه اطهار و عالمان و مروجان دینی بوده است و چه آیینهای دیگر ادیان و فرهنگها که نه در تضاد و تقابل بلکه بهلحاظ ارزشی همسو و همجهت به آموزههای اسلامی بوده و مورد وثوق دین اسلام است، در صدد تعریف و بازشناسی سه رابطه است که با هم نوع تفکر و جهانبینی و ایدئولوژی و رفتار مسلمانان را تحت الشعاع خود قرار داده است و هدف غایی و نهایی آن روابط سهگانه شناخت عمیقتر و نزدیکی بیشتر به خداوند است.
این سه رابطه عبارتند از رابطه انسان با خداوند و رابطه انسان با انسان و انسان با جهان هستی. بهدلیل نگاه جامع در مکتب انسانساز دین اسلام و به خصوص مذهب تشیع هر آیینی که به تحکیم و پیوند عمیق روابط سهگانه که به آن اشاره شد، بیانجامد مورد تأئید بوده است بنابراین آیین نوروز نیز به همین دلیل در اسلام و به خصوص در مذهب شیعه مورد پذیرش واقع شد.
بعد از ذکر این مختصر بهدلیل تلاقی ماه مبارک رمضان و عید نوروز اشارهای مختصر به وجوه اشتراکی این دو آیین میاندازیم.
اولین وجه مشترک این دو آیین معنا و تقدس بخشی به پدیده زمان است، با قداست بخشی به زمان است که انسان خود را از قید تعلقات رها میکند، لحظه افطار و همچنین لحظات سحر مبارک رمضان و همچنین لحظه سال تحویل از چنان قداستی برخوردار است که انسان در آن لحظات غرق در عالم معنا به خالق عالم هستی احساس قرب بیشتری دارد.
دومین وجه اشتراک این دو آیین پیوند دادن بعد زمان به مکان خاص است که با هدف تمسک وتوسل جستن به امر معنوی و قدسی است. بنابراین مردم متدین ایران با تشرف و زیارت و حضور در اماکن مذهبی و مقابر ائمه اطهار و ذوات مقدس در ماه رمضان و لحظه سال تحویل از تلاقی این دو بعد مادی پلهای برای عروج و سیر خود در عالم ملکوت میسازند که نقطه اوج آن زمزمه دعای یا مقلب القلوب والابصار است که با قلبهای منقلب بهواسطه زمانی مقدس و در مکانی مقدس حال خود را به نیکوترین حال ممکن مبدل میکنند، هر لحظه از ماه مبارک رمضان و همچنین لحظه سال تحویل حضور در این اماکن مقدس آرزوی هر دلداده وشیفته خاندان اهل بیت عصمت و طهارت در اقصا نقاط ایران است.
وجه اشتراک دیگر این دو آیین که به تطهیر و طهارت روحی و معنوی انسان در آن زمان و مکان مقدس کمک میکند و آن خود آیینی ارزشمند و معنوی نه تنها در زمان ماه مبارک رمضان و یا سال تحویل بلکه در هر زمان و مکان است رجوع و تمسک به قرآن و توسل به ادعیه و اذکار و اوراد خاص است.
در این ایام نیز مهمترین منبع اتصال به حضرت باریتعالی قرائت قرآن کریم است. در کنار اهمیت و معنا بخشی به دو بعد زمان و مکان در این دو آیین نوعی آداب و رسوم که در حوزه رفتاری مکمل بعد اعتقادی است شامل چند بخش است که میتوان از آن بهعنوان آداب و رسوم و تشریفات ماه مبارک رمضان و آیینهای نوروزی نام برد این آداب و رسوم و تشریفات نیز به سه مرحله قبل از فرا رسیدن و هنگام فرا رسیدن و چگونگی به انتها رسیدن تقسیم میشود.
آمادهسازی فضای خانه و پیشبینی تدارکات و تهیه ملزومات و رعایت آداب و تشریفات و تدارک دو سفره هفت سین و سفره افطاری نیز دارای وجوه اشتراکی به لحاظ اعتقادی و باورداشتهای ملی و قومی و محلی است. از دیگر وجوه اشتراک این دو آیین وجود نوعی از بیان اعتقاد و باور در حوزه ادبیات منظوم و منثور است که در دو بخش ملی و محلی یعنی ادبیات عامه تجلی پیدا کرده است.
در کنار ادبیات هر دو آیین دارای نواهای موسیقایی است که در مناطق و نواحی ایران رایج است که میتوان از آن بهعنوان آواها و نواهای نوروزی و همچنین آواها و نواهای ماه رمضان نام برد که هر دو دارای نواهای پیش خوانی و نواهای به استقبال رفتن و نواهای میانی و همچنین آواها و نواهای وداع خوانی است. آنچه بیان شد شمهای مختصر از وجوه اشتراک این دو آیین در پهنه فرهنگی و تاریخی ایران اسلامی و حتی فراتر از مرزهای ایران اسلامی است که در میان کشورهای مسلمان که دارای اشتراکات فرهنگی و تاریخی هستیم نیز میتوان این وجوه اشتراکی را مشاهده کرد.
در انتها ذکر این نکته قابل تأمل خواهد بود که یکی از مهمترین کژ کارکردهای فرهنگی در برگزاری آئینها غیر مردمی کردن آن و برگزاری آیینها توسط نهادهای دولتی است.
آنچه در طول تاریخ این آیینها را زنده و مانا نگه داشته است پاسداشت و حفظ و احیای آن بهدست هستهها وکانونهای مردمی و مهمترین نهاد جامعه یعنی خانواده بوده است که درحال حاضر بیم آن است که با گرفتن عنان وظیفه از مردم و پررنگ کردن نقش دولت این آیینها تبدیل به امری تشریفاتی فاقد کارکردهای فرهنگی شود. بهعنوان نمونه تشریفاتی که در چیدمان سفرههای هفت سین انجام میشود این سنت پسندیده را تبدیل به یک امر تجملاتی و پر زرق و برق فاقد کارکردهای هویتی و اعتقادی و فرهنگی نموده است و آنچه از عنوان آن برداشت میشود عنوان سفره امری همه مکانی نیست بلکه این سنت یک سنت ایرانی و خانوادگی است نه دولتی که آنرا در هر کوی و برزن با شکل و شمایلهای عجیب و بهصورت کاردستی و کاریکاتوری برگزار شود. از آنجا که سفره بهعنوان یک نماد هویتی در فرهنگ ایرانی و اسلامی دارای ارزش و حرمت بوده است لذا باید در نوع نگاه به این سنت در مجموعه آیینهای نوروزی کمی بیشتر تأمل و تفکر کرد.
انتهای پیام/
نظر شما