سعید پالیز کارشناس میراثفرهنگی در یادداشتی نوشت: هویت از جمله مفاهیم کلیدی است که در سالهای اخیر بیش از گذشته مورد توجه محققان قرار گرفته است. هویت به معنای چیستی و کیستی است که در جریان تعامل با اجتماع، حس تعلق به جمع یا گروه اجتماعی را پدید میآورد. هویت تاریخی به دلیل ماهیت و محتوای گسترده و عمیق خود مهمترین بعد هویت است که نقش بسیار تعیینکنندهای در سایر ابعاد هویتی افراد یک جامعه بازی میکند؛ تقویت این بعد از هویت میتواند موجب دوام و قوام سایر ابعاد گردد. به همین دلیل است که جامعهشناسان، صرفنظر از موضعگیری مثبت یا منفی نسبت به تاریخ و وقایع آن، همواره نسبت به نقش تاریخ در هستی اجتماعی تأکید داشتهاند.
از این رو هویت ملی و تاریخی از طریق میراثفرهنگی بازتاب مادی مییابد. میراثفرهنگی کلیه آثار طبیعی و انسان ساخت یک سکونتگاه انسانی است که راه و رسم زندگی، ارزشها و باورهای پیشینیان را نمایش میدهد و از این طریق ارتباط حال و گذشته حفظ میشود. میراثفرهنگی به مثابه شناسنامه و پیشینه فرهنگی یک ملت است.
مسأله مقاله حاضر این است که گاه توسعه نه تنها بر شرایط روحی و باوری مردم تأثیر منفی میگذارد بلکه آنها را نادیده میانگارد. اگرچه مظاهر کالبدی شهر هویدا بوده و تخریب یا بهبود آن به آسانی مشاهده میشود، دقیقاً مشخص نیست مردم چه احساسی نسبت به وضع موجود در ارتباط با بناهای تاریخی شهر خود داشته، میزان آگاهی آنان به میراثفرهنگی چقدر است و تا چه حد حاضرند برای حفظ آثار باستانی شهر خود سرمایهگذاری انسانی و اقتصادی کنند. در حالی که محققان به ارتباط میان باورهای مذهبی به عنوان بخش مهمی از باورها و ارزشهای زندگی افراد با هویت ملی و مظاهر مادی آن یعنی میراثفرهنگی اشاره کردهاند، هنوز خلأ یک چارچوب مفهومی که این ارتباط را تبیین کند، حس میشود.
فرهنگ هر ملتی به میزان زیادی از شیوه زندگی گذشتگان خود تأثیر میپذیرد و به شیوههای مختلف، ارتباط با گذشته را تشویق و گسستن از آن را تقبیح میکند. ما هنوز در حبابی از گذشته زندگی میکنیم که در عصر حاضر شناور است بنابراین این جمله معروف اگوست کنت که میگوید مردگان بیش از زندگان بر زندگی ما تأثیر میگذارند، اغراقآمیز به نظر نمیرسد.
میراثفرهنگی به همه آثار و بقایای به جا مانده از فعالیتهای انسان در اعصار گذشته گفته میشود. این آثار شامل آثار مدفون در خاک و آب، آثار مشهود، کندهکاریها و نقوش به جا مانده در صخرهها و غارها، فنآوریهای گذشتگان در زمینههای متعدد زندگی مثل کشاورزی، صنعت، شکار، دامپروری، تغذیه، ارتباطات، آبیاری و آبرسانی و معماری میشود.
میراثفرهنگی میتواند کارکردهای زیر را داشته باشد:
حفظ هویت فرهنگی میراثفرهنگی هر ملت بیانگر جنبههایی از نبوغ و خلاقیت آن ملت و تداوم شکوه اسرارآمیز آن چیزی است که مردم در طی قرون و اعصار آفریدهاند. شناسایی و حفاظت و معرفی این یادمانهای کهن در شکل دادن به هویت فرهنگی ملتها نقش عمدهای ایفا میکند. میراثفرهنگی نه تنها به عنوان یک عنصر ماهوی در تشکیل هویت و ثروت جامعه بلکه به عنوان زمینهای برای شناخت هویت در نظر گرفته میشود. میراثفرهنگی هویت بخش است، هویت بخشی از طریق ایجاد رابطه عاطفی با این آثار و احساس خودآگاهی فرهنگی ملی تقویت شده به احساس تعهد به حفظ و نگهداری آن منجر میشود.
تقویت احساس تعلق به هویت ملی: آثار به جا مانده از گذشتگان یکی از عناصر محوری در ایجاد و حفظ احساس تعلق به هویت ملی هر کشور است. این آثار منابع بدون جایگزین هستند و علاوه بر وحدت میان گذشته و آینده میتوانند به مکانها، فضاها و انسانها حس تعلق و هویت ببخشند. کنشگران با پیوند برقرار کردن با این آثار علاوه بر احساس افتخار و ارزشمندی، خود را متعهد و متعلق به این سرزمین میدانند و در مقابل ارزشهای جهانی شدن از بیهویتی و گسست فرهنگی مصون میمانند.
پیوند بین نسلی: میراثفرهنگی پیوند بین نسلها را در طول تاریخ امکانپذیر میسازد. معاصرین با حفظ و انتقال میراثفرهنگی به نسلهای بعد از گسست فرهنگی در دوران معاصر جلوگیری میکنند. میراثفرهنگی نقطه تلاقی میان گذشته حال و آینده است. معاصرین با توجه به گذشته تاریخی خود ضمن احساس تعلق به گذشته افتخارآمیز در عین حال مالک گنجینهای با ارزش برای انتقال به آیندگان هستند؛ به این ترتیب توالی نسلهای تاریخی موجب قوام و دوام کل جامعه در مسیر تاریخی آن میشود.
معنابخشی به حیات اجتماعی: ارزشهای ملحوظ در آثار تاریخی با ایجاد یادمانها به حیات فرهنگی و اجتماعی شهر معنا بخشیده، میان فضای کالبدی شهرهای تاریخی با ارزشهای اجتماعی جاری در زندگی روزمره ارتباطی خلاق و زنده برقرار میکنند. در کشورهایی مثل ایران که از تاریخ و تمدن کهن و ریشهدار برخوردارند، میراث فرهنگی به عنوان عاملی جهانی و متعلق به تمام دنیا قلمداد میشود.
معرفی شدن میراثفرهنگی یک جامعه به عنوان میراث جهانی حس تعلق، احترام و اعتماد و افتخار به این میراث ملی را به دنبال دارد و میتوان از آن به عنوان منبعی زنده، توسعهآور و هویت بخش در جهت تداوم حفاظت از این آثار بهره گرفت.
در پایان این نکته قابل اتکاء است که ناآگاهی و عدم شناخت روزافزون از هویت تاریخی ایرانی. از بناهای جدید نمونههای بسیار ناموفقی ساخته است که به دور شدن و حتی حذف معماری سترگ ایرانی در جهان اسلام منجر شده است. نارسایی به حدی است ما تأثیرپذیر سنتهایی شدهایم که با میراث تاریخی ما به هیچ وجه سازگار نیست بنابراین غفلت از ارزش مواریث فرهنگی تاریخی سبب شده است که بسیاری از این مواریث نابود شوند و یا در معرض نابودی قرار گیرند.
انتهای پیام/
نظر شما