هگمتانه؛ روایتی افسانه‌ای از زندگی، مرگ و جاودانگی در تاریخ ایران/ شکوه خفته در خاک

در محوطه پایگاه جهانی هگمتانه موزه‌ای زیبا شما را فراخوانده و از زمزمه‌های جاودان تاریخ تا روایت رازهای تدفین‌های باستانی را برای شما باز می‌گوید.

میراث‌آریا: اولین قدم را که در محوطه‌ی تاریخی هگمتانه می‌گذارم، گویی زمان در هم می‌شکند و مرا به هزاران سال پیش می‌برد. باد ملایمی از میان دیوارهای کهن عبور می‌کند، نجواهای تاریخ را در گوشم زمزمه می‌کند، و خورشیدِ کم‌رمقِ صبحگاهی بر سنگ‌فرش‌های باستانی سایه‌ای بلند می‌اندازد.

اینجا، قلب تمدن مادها، جایی که شاهان و فرمانروایان، مردمان و سربازان، در دل تاریخ زیسته‌اند. هر آجر این دیوارها، هر قطعه‌ی کاوش‌شده، رازهایی را در خود نهفته دارد؛ داستان‌هایی از شکوه، جنگ، صلح، عشق و امید. چشم می‌چرخانم و محو نظم شگفت‌انگیز معماری آن می‌شوم؛ خیابان‌های هموار، خانه‌هایی که با دقتی مثال‌زدنی کنار هم چیده شده‌اند، و آثار هنری‌ای که هنوز هم روح خلاقیت پیشینیان را فریاد می‌زنند.

اما آنچه هگمتانه را متفاوت می‌کند، نه فقط معماری و آثار تاریخی آن، بلکه حس زنده بودنش است. در هر گوشه‌اش گویی زمزمه‌ای نهفته است که مرا به شنیدن و کشف رازهای بیشتر دعوت می‌کند. حالا که نام این سرزمین باستانی در فهرست جهانی یونسکو درخشیده، جهان نیز می‌تواند این شکوه را نظاره کند، و من خوشحالم که جزو نخستین کسانی هستم که پس از این افتخار جهانی، پای در این سرزمین افسانه‌ای می‌گذارم.

نفس عمیقی می‌کشم، عطر خاک آمیخته با تاریخ را حس می‌کنم و می‌دانم که هگمتانه تنها یک جغرافیای مکانی نیست؛ بلکه روایتی زنده است که در قلب من جاودانه خواهد ماند.

امروز تاریخ را از مجموعه کامل تدفین‌های موجود در هگمتانه می‌خواهم ورق بزنم.

یک راست می‌روم به سمت تابوت های سفالین و سنگی و تدفین هایی که در گوشه و کنار موزه هگمتانه این روزها خیلی عظیم گردشگران را هم به سوی خود فرا می‌خوانند.

سفر به ژرفای تاریخ؛ با گونه‌های تدفین در موزه هگمتانه عجیب می‌چسبد.

موزه هگمتانه، باستانی‌ترین رازهای تدفین و آیین‌های خاکسپاری  ایران را در طول تاریخ در خود جای داده است. هر تدفین، نشانی از باورها، جهان‌بینی و مناسک مردمان دوران خود دارد. ‌

گوش را به توصیفات و توضیحات موزه‌دار حرفه‌ای هگمتانه جهانی می‌سپارم. 

می‌شنوم بین جمع با تسلط خاصی به تدفین چمباتمه‌ای  اشاره می‌کند که نمادی از  بازگشت به زهدان مادر در دوران دور تاریخ است. می‌گوید :در برخی از گورها، اسکلت‌ها به صورت چمباتمه‌ای قرار گرفته‌اند؛ زانوها به شکم نزدیک و دستان روی سینه جمع شده‌اند. این نوع تدفین که از هزاره‌های پیش از میلاد در ایران رایج بوده، به باور بازگشت انسان به حالت جنینی و چرخه طبیعی حیات اشاره دارد. برخی پژوهشگران بر این باورند که این شیوه، نشانی از اعتقاد به تولدی دوباره و زندگی پس از مرگ بوده است.

مشابه تدفین چمباتمه‌ای، در تدفین جنینی نیز جسد به گونه‌ای قرار داده می‌شد که گویی در رحم مادر است. این نوع تدفین، معمولاً در خمره‌های سفالی انجام می‌شد و نشانی از اعتقاد به زایش دوباره و رستاخیز داشت. نمونه‌های این تدفین در تپه‌های باستانی ایران، از جمله هگمتانه، کشف شده‌اند.

با اشاره آن سوی دیگر را هدف می‌گیرد و از  تدفین در تابوت می‌گوید  و آن را سفر باشکوه به دنیای دیگر می‌خواند.

تابوت‌های سنگی و سفالی از دوره‌های مختلف تاریخی در موزه هگمتانه به چشم می‌خورند و عجیب این موزه مجموعه ای کامل از تاریخ را در چهار دیوار خود جای داده است.

موزه دار ادامه می‌دهد: این نوع تدفین بیشتر در دوران مادها و هخامنشیان دیده می‌شود و نشان از اهمیت جایگاه فرد در جامعه دارد. تابوت‌ها معمولاً با وسایل شخصی، زیورآلات و ابزار زندگی روزمره همراه بودند که نشان‌دهنده اعتقاد به استفاده از این اشیا در دنیای پس از مرگ است.

در دل خاک کهن همدان، رازی هزاران‌ساله در سکوت خفته بود. در سالهای اخیر  کارگران هنگام حفاری، ناگهان با مانعی سخت و سنگین روبه‌رو شدند. دستان خاک‌آلودشان آرام‌آرام خاک را کنار زدند و پرده از راز دیرینه‌ای برداشتند؛ تابوتی سنگی، که گویی قرن‌ها انتظار کشف شدن را می‌کشید.

تابوت، سنگینی قرن‌ها را بر دوش داشت. دو متر طول، هشتاد سانتی‌متر عرض و نیمی از آن ارتفاع، اما گنجینه‌ای درون خود پنهان کرده بود که فراتر از ابعاد مادی‌اش بود: بقایای دو انسان. زنی و مردی، که کنار یکدیگر، دست در دست زمان، در آرامشی ابدی آرمیده بودند.

کارشناسان تاریخ و باستان‌شناسی با شوق و کنجکاوی دست به بررسی زدند. تحلیل‌ها نشان داد که این آرامگاه، به دوران اشکانی بازمی‌گردد؛ عصری که ایرانیان به آیین تدفین خانوادگی باور داشتند و برای پیوندهای انسانی و ارزش زنان، جایگاهی ویژه قائل بودند.

اکنون، پس از گذشت هزاران سال از آن وداع خاموش، این تابوت سنگی از دل زمین بیرون آمده و مهمان موزه‌ی هگمتانه شده است. در ایام نوروز، گردشگران بسیاری، با چشمانی آکنده از حیرت و احساسی آمیخته به احترام، به تماشای این یادگار تاریخ ایستاده‌اند. گویی که این زن و مرد اشکانی، پس از قرن‌ها سکوت، دوباره به بخشی از زندگی مردم این سرزمین بازگشته‌اند.

در بسیاری از موارد، تدفین بدون تابوت و تنها در گودالی ساده صورت می‌گرفت. این نوع تدفین، اغلب در میان جوامع ابتدایی و همچنین در دوران اسلامی رواج داشته است. قرار دادن جسد در راستای قبله از ویژگی‌های بارز تدفین اسلامی است که نمونه‌هایی از آن در محوطه‌های تاریخی همدان دیده می‌شود.

موزه قسمت‌های بسیاری دارد اما همین نقطه از جهان راز آلود هگمتانه با خود فکر میکنم چرا باید به دوستانم توصیه کنم  موزه هگمتانه را ببینند؟

و در ذهنم کلمات قطار می‌شوند و نجوای خیالم را می‌شنوم که میگوید: موزه هگمتانه، دروازه‌ای به اعماق تاریخ ایران است. این گنجینه ارزشمند، نه تنها سفری به باورهای مردمان کهن درباره مرگ و زندگی پس از آن است، بلکه با نمایش سبک‌های متنوع تدفین، داستان‌هایی ناگفته از تمدن‌های گذشته را روایت می‌کند.

هگمتانه، نه فقط یک موزه، بلکه کتاب زنده‌ای از تاریخ است که آدم را به سفری شگفت‌انگیز در دل اعصار مختلف می‌برد.

راهی می‌شوم تا از تدفین‌ها دل کنده و سمت مکشوفات تاریخی دیگر موزه بروم اما هنوز خیره بر تابوت‌ها؛ تاریخ را نفس می‌کشم ...

گزارش از مریم مقدم، کارشناس ارشد گردشگری

انتهای پیام/

کد خبر 1404010701682
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha